سيد على اكبر برقعى قمى
102
كاخ دلاويز يا تاريخ شريف رضى ( فارسى )
سلاطين آل بويه بهاء الدوله . اسفار شريف رضى ارباب تراجم رحلات و اسفار شريف رضى را ننگاشتهاند در صورتى كه نگارش آن خالى از اهميت نيست به حكم اينكه نوابغ و دانشمندان براى سرمايه فضل و دانشى كه اندوختهاند و با ديده عبرت بينى كه دارند در هر جا كه روند سطور تاريخى قابل توجهى از خود بيادگار گذارند بخصوص مانند شريف رضى بمناسبت ذوق و قريحت و نظم شيوا و ديده عبرت نگرى كه دارد در هر جا كه رود اشعار دلپذيريكه يادگار بازديدان منزلگه است بر جاى و پايدار گذارد و هر چند نگارش تمامت اشعارش از حوصله اين مختصر بيرون است لكن از نوشتن برخى از آن چاره نيست . در سال 381 بفاصله چند ماهى كه از منصب نقابتش گذشت سفرى بواسط نمود براى آنكه از بهاء الدوله ديلمى ديدار كند قضا را در همان ايام عمش ابو عبد اللّه احمد بن موسى از دنيا برفت شريف رضى در مرثيت او قصيدهء بپرداخت و براى تسليت و تعزيت پدر خود فرستاد و مطلع قصيده اينست سلا طاهر الانفاس عن باطن الوجد * فان الذى اخفى نظير الذى ابدى از اين سفر بيش از اين آگاهى ندارم . در سال 389 باتفاق برادر بزرگترش شريف مرتضى عزيمت سفر حج نمود ابو على در كتاب رجال خود از كتاب اتحاف الورى باخبار ام القرى در حوادث سال 389 نقل كرده است كه در اين سال شريف مرتضى و شريف رضى براى اداى فريضه حج راه مكه را پيش گرفتند و در اثناى راه ابن جراح طائى درخواست چيزى از آن دو برادر كرد و نه هزار دينار از خالص اموال خود بوى عطا كردند و از اين سفر نيز بيش از اين آگاهى ندارم . در ماه جمادى الاولى از سال 392 سفرى بحيره كرد و با آن ديده عبرت بينى كه داشت بر آثار باقى مانده از سلاطين حيره نگريست و دوران